تبليغاتX
بيادش و بياريش
 سيزده خط براي زندگي

 دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلکه به خاطر شخصيتی که من در هنگام با تو بودن پيدا می کنم.
هيچ کس لياقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنين ارزشی دارد باعث اشک ريختن تو نمی شود.
اگر کسی تو را آن طور که می خواهی دوست ندارد ، به اين معنی نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگيرد ولی قلب تو را لمس کند .
بدترين شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسيد .
هرگز لبخند را ترک نکن ‚ حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.
تو ممکن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشی ، ولی برای بعضی افراد تمام دنيا هستی.
هرگز وقتت را با کسی که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران .
شايد خدا خواسته است که ابتدا بسياری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را ، به این ترتيب. وقتی او را يافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی.
به چيزی که گذشت غم مخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن .
هميشه افرادی هستند که تو را می آزارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده ، دوباره اعتماد نکنی.
خود را به فرد بهتری تبديل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص ديگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد .
زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری .

گابريل گارسيا مارکز

 

|+| نوشته شده توسط پري در 86/11/19  |
 غزل خدا

چه شبي است !

چه لحظه هاي سبك و مهربان و لطيفي،

گويي در فضاي پراز شراب، نفس مي زنم.

گويي در زير باران نرم فرشتگان نشسته ام.

مي بارد و مي بارد و هر لحظه بيشترنيرو مي گيرد.

هر قطره اش فرشته اي است كه از آسمان بر سرم فرود مي آيد.

چه مي دانم؟

خداست كه دارد يك ريز ، غزل مي سرايد:

غزل هاي عاشقانه ي مهربان و پر از نوازش.

هر قطره ي اين باران،

كلمه اي از آن سرودهاست.

دكتر شريعتي

 

 TinyPic image

|+| نوشته شده توسط پري در 86/09/01  |
 يا رب...
پروردگار من!
اين حال کسي است که به تو روي آورده 
و در سايه ي لطفت آرميده  
و به نيکي و احسان تو خو گرفته است.


تو بخشنده اي هستي که دايره ي عفوت تنگ نمي شود
فضلت نقصاني ندارد
و رحمتت کم نمي آورد.


ما به گذشت هميشگي ات، به فضل بي پايانت و رحمت گسترده ات باور داريم.
آيا تو خلاف باور ما رفتار مي کني و اميدمان را نا اميد مي سازي؟
هرگز... اي کريم!
که اين، نه باورمان است و نه انتظارمان..


اميدمان به تو  ديرينه است و آرزويمان فراوان..
نافرمانيم و اميدوار عيب پوشي ات
تو را مي خوانيم و انتظار جواب داريم
پس آرزويمان را محقق کن .

بخشی از دعای ابو حمزه ثمالی

TinyPic image

|+| نوشته شده توسط پري در 86/06/31  |
 مي نويسم از تو
 مي نويسم مي نويسم از تو

تا تن كاغذ من جا دارد

با تو از حادثه ها خواهم گفت

گريه اين گريه اگر بگذارد

گريه اين گريه اگر بگذارد

با تو از روز ازل خواهم گفت

فتح معراج ازل كافي نيست

با تو از اوج غزل خواهم گفت

مي نويسم همه ي هق هق تنهايي را

تا تو از هيچ به آرامش دريا برسي

تا تو در همهمه همراه سكوتم باشي

به حريم خلوت عشق تو تنها برسي

مي نويسم مي نويسم از تو

تا تن كاغذ من جا دارد

مي نويسم همه ي با تو نبودن ها را

تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببري

تا تو تكيه گاه امن خستگي ها باشي

تا مرا باز به ديدار خود من ببري

مي نويسم مي نويسم از تو

تا تن كاغذ من جا دارد

TinyPic image

|+| نوشته شده توسط پري در 86/05/23  |
 ...
هيچ رابطه انساني وجود ديگري را به تملك خود در نمي آورد.

هر روح از بنياد با روح ديگر تفاوت دارد.

در دوستي يا عشق. هر دو روح در كنار هم

دستهاي خود را براي يافتن چيزي كه

يك دست به تنهايي قادر به يافتن آن نيست

دراز مي كنند...

جبران خليل جبران

TinyPic image

 

|+| نوشته شده توسط پري در 86/04/02  |
 

خدايا .

به هر كس كه دوست مي داري بياموز

كه عشق از زندگي كردن بهتر است .

و به هر كس كه دوست تر مي داري . بچشان

كه دوست داشتن از عشق برتر!

علي شريعتي

TinyPic image

|+| نوشته شده توسط پري در 86/03/10  |
 افق روشن...

روزي ما دوباره کبوترهاي ِمان را پيدا خواهيم کرد
و مهرباني دست ِ زيبائي را خواهد گرفت.




روزي که کم‌ترين سرود

 

 

بوسه است

و هر انسان
براي ِ هر انسان
برادري‌ست.
روزي که ديگر درهاي ِ خانه‌شان را نمي‌بندند

قفل

 

 

افسانه‌ئي‌ست

و قلب
براي ِ زنده‌گي بس است.
روزي که معناي ِ هر سخن دوست‌داشتن است
تا تو به خاطر ِ آخرين حرف دنبال ِ سخن نگردي.

روزي که آهنگ ِ هر حرف، زنده‌گي‌ست
تا من به خاطر ِ آخرين شعر رنج ِ جُست‌وجوي ِ قافيه نبرم.


روزي که هر لب ترانه‌ئي‌ست
تا کم‌ترين سرود، بوسه باشد.


روزي که تو بيائي، براي ِ هميشه بيائي
و مهرباني با زيبائي يک‌سان شود.


روزي که ما دوباره براي ِ کبوترهاي ِمان دانه بريزيم...



و من آن روز را انتظار مي‌کشم
حتا روزي
که ديگر
نباشم.

احمد شاملو

TinyPic image

|+| نوشته شده توسط پري در 86/02/16  |
 طرح یک دست

مهربان من

دستت را به من بده

كه آسمان دلم ابريست

وديرزمانيست خورشيد

در آسمان من آفتابي نشده

تنها دست تو مي تواند

حرفهاي ناگفته قلبم را بخواند

آخر

يك دوست دست تو را ميگيرد

وقلب ترا لمس ميكند

ومهتاب را هر شب به ميهماني قلب تو

فرا مي خواند..

 

 

 

|+| نوشته شده توسط پري در 86/01/21  |
 بهار

بهار

امروز بهار است اينجا، نوبهار است اينجا.

پس همه بنشينيم بر سر آن سفره كه نشاني است ز تحويل زمان.

يادگاري كه به جا مانده زدوران قديم از همان عهد عتيق ،

از پدران پدران

و همه ميخوانيم وردي را ، ورد تحويل طبيعت و نفوس:

يا مقلب القلوب والابصار

يا مدبر الليل و النهار

يا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الي احسن الحال

پس تو هم بسپار همه روح وجودت به بهار

تا تو را جامه نو پوشاند همچو آن گل تازه،پاك،لطيف

همچو آن دشت شوي پر ز سخا

همچو آن باراني كه ببارد بر دشت

همچو آن گل هايي كه ز شهدش شوند مست بلبلكان

همچو آن باد بهاري كه وزد بر عالم و حباتي بخشد

به همه سروقدان گل به سران

تو رها شو ، رها

هديه كن روحت را به جهاني كه از آن هست شدي

مهر خود را چون گل عرضه كن بر همگان

بر لب جوي سخاوت بنشين و به آبش بسپار

ياد آناني را كه به تو بد كردند

سختي و ظلم و جفا را نثارت كردند

تا در اين نو،نوروز

در رحمت و كرم بگشايند بر رويت

و هم آواز شوي با مرغان ، با گل ها، با صحراو

بخوانيد همه نغمه

(( وحده لا اله الا هو)) را.

|+| نوشته شده توسط پري در 85/12/26  |
 ...الهی
... الهی ديگران مست شرابند ، من مست ساقي. مستي ايشان فاني است و از من باقي.

... الهي بيزارم از آن طاعتي كه مرا به عجب آورد و بنده آن معصيتم كه مرا به عذر آورد.

... الهي مكش اين چراغ افروخته را مسوز اين دليل سوخته را و مدر اين پرده دوخته را و مران اين بنده آموخته را.

...الهي چون توانستم ، ندانستم و چون دانستم نتوانستم

... الهي نوازنده غريبان تويي ومن غريبم ، دردم دوا كن كه تويي طبيبم. اي دليل هر گم گشته:

يا رب ز تو آنچه من گدا مي خواهم                افزون زهر پادشا مي خواهم

هر كس ز در تو حاجتي مي خواهد               من آمده ام از تو‌، تو را مي خواهم

خواجه عبدالله انصاري

Image hosting by TinyPic

|+| نوشته شده توسط پري در 85/12/07  |
 
 
بالا